شنبه 16 آذر 1398
کد مطلب: 22268
تاریخ انتشار : 11 آذر, 1398 - 08:03
شهید محمدرضا صالحان یکی از شهدای انقلاب اسلامی بود که از همان سنین نوجوانی در جبهه های نبرد حق علیه باطل در مقابل دشمن بعثی جنگید تا به فیض شهادت نائل شد.

به گزارش دیار زاگرس ، آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ. آن روزها شهادت، شاهراهی به وسعت افق داشت. آن روزها فاصله خاک تا افلاک و کویر تا بهشت، یک میدان مین بود. خاکریزها، بوی بهشتِ مردانی را گرفته بود که سر به سر، تن به مرگ می سپردند تا مبادا وجبی از کیان دین و وطن، به دست کفتاران حریص و متجاوز بیفتد؛ چرا که دفاع مقدس، رساترین واژه در قاموس ایستادگی این ملّت قهرمان است. مردان این دیار در پی تجاوز کفتار صفتان ننگ و نفرین، در هفت شهر عشق، هشت بهار، آزادگی را پیمودند و حماسه آفریدند.

جنگي نابرابر در شرايطي به ايران تحميل شد که از جانب استکبار جهاني بويژه آمريکا تحت فشار شديدي قرار داشت و در داخل کشور نيز جناح ‌هاي وابسته به غرب و شرق، با ايجاد هياهوي تبليغاتي و ايجاد درگيري‌هاي نظامي در صدد تضعيف نظام بودند و نيروهاي نظامي نيز به خاطر تبعات قهري انقلاب، هنوز مراحل بازسازي و ساماندهي را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند.

دراین شرایط بود که رزمندگان اسلام احساس وظیفه کرده وبا هرآنچه که داشتند پا به میدان گذاشتند وبا تمام وجودشان دشمن را از دستیابی به اهداف شومش ناکام گذاشتند.

عملیات والفجر10 با رمز یا محمد ‌ابن‌ عبدالله(ص) در 23 اسفند 1366 به منزله ی عملیات اصلی سالانه ی جمهوری اسلامی ایران در ارتفاعات و زمین‌های غرب دریاچه ی دربندیخان موسوم به دشت زور انجام شد. این در حالی بود که ارتش عراق می پنداشت ایران همچنان در جبهه‌های جنوب عملیات خواهد کرد و بر این اساس برنامه ‌ریزی کرده بود. سرعت اجرای عملیات، دسترسی سریع یگان‌ها به اهداف، غافل‌گیری دشمن و عقب ماندن از اهدافش سبب شد منطقه ای به وسعت 1200 کیلومتر مربع (شامل 3 شهر و بالغ بر 70 روستا ابتدا محاصره و سپس تصرف شود.

یکی از کسانی که دراین عملیات حضور داشت شهید محمدرضا صالحان بود که به عضویت لشکر 11 امیرالمومنین در آمد و نبرد با متجاوزان بعثی پرداخت تا آنکه سرانجام در بسیت سومین روز از اسفند ماه سال1366 در منطقه شاخ شمیران به شهادت رسید

شهید محمدرضا صالحان در اولین روز از اسفند ماه سال 1348 در روستای زنجیره علیا بخش چرداول شهرستان چرداول دیده به جهان گشود.

 وی تحصیلات خود را تا سال سوم دبیرستان ادامه داد اما با شروع جنگ تحمیلی بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب تحصیلات خود را رها کرد وبا آن که نوجوان بود  وعده ای مخالف حضور او در جبهه لودند امم به عنوان نیروی بسیجی به عضویت لشکر 11 امیرالمومنین در آمد و نبرد با متجاوزان بعثی پرداخت.

درتاریخ۸/۹/۶۶عازم جبهه های حق علیه باطل شدوبه جمع لشکرپیروزومقتدر۱۱حضرت امیر(ع)در گردان ۵۰۲پیوست ودرعملیات والفجر۱۰در قله های سربه فلک کشیده شاخ شمیران در تاریخ۲۳/۱۲/۶۶ به درجه رفیع شهادت نائل گردیدوبعد از گذشت 11 سال و10 ماه 28 روز پیکرمقدس او توسط گروه تجسس قرارگاه نجف تحویل خانواده اش گردیدودرمزارشهدای زنجیره علیابه خاک سپرده شد.

خلاصه ای از وصیت نامه شهید:

به پدرومادرم سفارش می نمایم که اگرمن شهید شدم آنها را به صبروشکیبایی دعوت می نمایم وازخانواده ام می خواهم که امام را دعا کنندوپشتیبان ولایت فقیه باشیدوماشهادت را ازحسین بن علی(ع)آموخته ایم وبه آن وفاداریم وجزء افتخارات خود می دانیم.

خلاصه ای از خصوصیات اخلاقی شهید

اوفردی خوشرو٬خوش اخلاق٬مومن ومعتقد به انجام واجبات دینی واسلام بود وبادوستان وهم کلاسان خود بسیارمتواضع بود ودرمجالس دینی ومذهبی شرکت فعال داشت وبه خانواده وپدرومادراحترام زیادی می گذاشت.

خاطرات شهید محمدرضا صالحان

پدر شهید صالحان در گفتگو با خبرنگار ما گفت: در مرخصی آخر هنگامی که موهای خویش را مرتب می کرد مادرش علت را پرسید اضهار میداشت که مادرم برای نوروز شهادت خویش را به تو تحویل خواهم داد.

همچنین برادر شهید دراین باره به خبرنگار ما گفت: قبل از جبهه رفتن یکی از آشنایان برای ایشان کبک گرفته بودند طوری ار کبک مراقبت می کردند که بدون قفس هم در خانه زندگی می کرد در آخرین مرخصی قفس کبک را روی دوشش گذاشت وآنرا در کوههای اطراف رها نمودند.

آری مردان روزگار این چنین می آیند وبارخود را می بندند ومی روند گویی از اولش هم به این دنیا دل خوشی نداشتند واز اولش هم به آسمانی شدن فکر می کردند.

 

 

انتهای پیام/ر

نظر شما